بسم الله الرحمن الرحیم
احترام به عقاید مختلف روشی برای حذف همه عقاید
سازمان ملل بعد از جنگ جهانی دوم توسط کشورهای استعمارگر و زیاده خواه شکل گرفت، لذا حق این است که پرسیده شود چگونه به یکباره کشورها ی استعمارگر دست از لشکر کشی ها و اشغالگری های خود کشیدند و از در خیر خواهی اقدام به راه اندازی سازمانی نمایند که مدافع حقوق مظلومین عالم و گسترش عدالت باشد.
یکی از احتمالات و گمانه های قوی در این باره این است که ایجاد چنین سازمانی، مانند سایر برنامه های آنها از روی منفعت طلبی و دنیا خواهی باشد و البته به سبکی نوین و کم هزینه.
از آنجایی که اشغالگران برای فتح سرزمینهای آباد و دارای منابع ناچار به پرداخت هزینه های سنگین و گزافی همچون هزینه های انسانی و امکانی فراوان می باشند و گاها بعد از اشغال سرزمینی متوجه ی به صرفه نبودن این هزینه ها می شدند به ناچار به ابزاری جدید برای پیگیری اهدف شوم خود متوسل شدند؛ ابزاری که هزینه تجاوز آنها را به حداقل برساند.
در ابتداي امر سازمان ملل، توسعه دموکراسي و رفاه اجتماعی را جزء اهداف محوری و اساسی خود معرفی می کند به گونه ای که این سازمان، سازمانی آرمانخواه و عدالت طلب که برای ارتقاء امنیت و رفاه اجتماعی همه مردم دنیا در تلاش است به نظر می رسد، اما حقيقت این داستان اصالت دادن به تعلقات حیوانی و پرستش دنيا در تنظيم امور عالم می باشد
[1] البته باید گفت که همین لذات مادی را هم به دلیل محدود بودن آن تنها برای عده معدودی به ارمغان می آورد.
از اصول اوليه مطرح شده در مديريت سازمان ملل، «آزادي عقيده و احترام به عقايد»مختلف می باشد. با مختصر نگاهی به این اصل و دیدگاه، واضح می شود که حكم به برابري دو اعتقاد متضاد در واقع حكم به عدم اهميت مضمون هر دو اعتقاد ميباشد.
جوهره چنين بياني در حقيقت اين است كه اصلاً عقيده حقي در جهان وجود ندارد! اگر از سازمان ملل سؤال شود علّت اين برخورد شما با عقايد مختلف چيست؟ در پاسخ خواهد گفت: «اصل احترام به عقايد مختلف سبب خواهد شد تا همه در خوشي و رفاه باشيم و قضيه خدا و مذهب در دنيا علت جنگ نشود». نهايت شعار سازمان ملل در مورد احترام به عقايد مختلف، بياعتنايي به همه عقايد است.
هرگاه جمع بندی این سازمان این باشد که: اعتقاد به عقيدهاي خاص علت تضعيف تنظيمات مادي و اخلال در رشد شهوات ميشود، آن عقيده را مزاحم رشد و تعالی انسانها معرفی کرده و با تمام توان به مقابله با آن عقیده برمی خیزد.
[2]
از اينرو ميتوان گفت شعار آزادي عقيده و احترام به عقايد مختلف در رفتار اين سازمان جايي ندارد و در ظاهر هم تا زماني اين شعار را مطرح مينمايند كه چرخ نظام مادي جهان – که در واقع قیفی است که سر آن در جیب استعمارگران و زیاده خواهان می باشد - بچرخد و عقيدهاي به روال موجود آسیب نرساند؛ چرا که در این صورت نه تنها احترامی باقی نمی ماند بلکه لازم می دانند که همه امکانات خود را برای حذف آن عقیده به کار گیرند
[3].
رسول ساکی
12/6/1388
[1] - نا گفته نماند که وجود سازمانی برای امداد ملت ها برای استفاده از حد اقل های حقوق انسانی لازم و ضروری می باشد اما یقینا در نیت اولیه ایجاد این سازمان و ساختار کنونی آن چنین اهدافی دیده نمی شود.
3 - بعد از انتخابات سال 1991 الجزاير که منجر به پيروزي اسلامگرايان شد طي يك دهه حدود 150هزار نفر كشته شدند.
«ما نياز به اين تضمين داريم كه برتري نظامي، به ويژه برتري تكنولوژيك، در دست ملتهايي باشد (بالاتر از همه ايالات متحده) كه بتوان به آنان اعتماد كرد. هرگز نبايد اجازه دهيم قدرت در اختيار كساني قرار گيرد كه در خصوص استفاده از آن هيچ نگراني ندارند.»
مؤلف والدن بيو، كتاب پيروزي سياه، مارگارت تاچر
[3]. در الجزاير انتخابات آزادي برگزار شد كه يك گروه به كلي جداي از حكومت برنده شدند و گروهي كه خود انتخابات را اجرا ميكردند مغلوب گشتند. اين خود بهترين دليل براي صحت انتخابات است. درعين حال اين انتخابات را به هم زدند!
اين وضعيت در كشورهاي ديگر اسلامي هم تكرار می شود، لذا از حضور سازمان ملل در برگزاري انتخابات كشورها صحبت ميكنند. سازمان ملل يعني آمريكا، يعني دولتهاي داراي «حق وتو» و در رأسشان آمريكا! يعني اگر در كشورهايي احتمال پيروزي اسلام با انتخابات باشد آمريكا بايد طريقي قانوني درست كرده و آن جا حضور پيدا كند و مانع اين كار شود!
مقام معظم رهبري ، گفت و شنود با ميهمانان خارجي شركتكننده در مراسم دهه فجرـ 14/11/1370