اصلاح الگوی مصرف- چگونه؟- علی کشوری1388/10/14 11:10

اصلاح الگوی مصرف- چگونه؟- علی کشوریبسم الله الرحمن الرحیم
ارائه تعریف جدید از مفهوم سود لازمه اصلاح الگوی مصرف
(متن جلسه بیست و هفتم  از مرحله چهارم اندیشه ورزی برای عدالت و پیشرفت توأمان –بیست و هفتم شهریور ماه سال حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف- مصادف با ماه مبارک رمضان ۱۴۳۰)
در جلسات قبلی تأکید شد که؛ قدرت هدایت حرکت اجتماعی به سمت وضعیت مطلوب مشروط به ارائه درکی صحیح و روشن از «نظام مفاهیم، ساختارها و محصولات» در «وضعیت موجود» و «وضعیت مطلوب» و «دوران گذار» است. حفظ جهت- در دوران گذار- بدون فعالیت علمی امکان ندارد. به عبارت دیگر روش حفظ جهت به سمت وضعیت مطلوب «تئوریزه کردن دوران گذار» و«تئوریزه کردن وضعیت موجود» و «ارائه درک تئوریک از وضعیت مطلوب» است.
موضوع «مرحله چهارم اندیشه ورزی برای عدالت و پیشرفت توأمان»  بحث از «نظام مفاهیم، ساختارها و محصولات» بر مبنای «کارشناسی موجود»، «کارشناسی دوران گذار» و «کارشناسی عقلانیت دین محور» است. و موضوعِ این جلسه تشریحِ آخرین مهره « ساختارمفاهیم دوران گذار» است.
قبل از تشرح مفهوم «فرهنگ خیرات»- که آخرین مهره  « ساختارمفاهیم دوران گذار» است – توجه به متناظر بودن مفاهیم در مباحث این دوره لازم است.
به عنوان مثال سه مفهومِ «تئوریزه شدن جامعه تاریخی در کارشناسی موجود» و«تئوریزه شدن جامعه تاریخی در دوران گذار» و «تئوریزه شدن جامعه تاریخی بر اساس کارشناسی مبتنی بر عقلانیت دین محور» به دنبال ترسیم آینده یک جامعه هستند. بر اساس هر یک از سه مبنای فوق می توان افق تکامل یک جامعه را ترسیم نمود.
در یک فعالیت علمی باید به دیدگاههای متناظر توجه نمود و چگونگی تحلیلِ «گذشته و حال و آینده» را بر اساس مبانی مختلف بررسی کرد. پس متناظر دیدن مهره های بحث به معنای مقایسه کردن مفاهیم در دستگاههای مختلف و نقد و نقضِ رقیبِ علمی در موضوع بحث است.
نکته دیگری که دقت در آن لازم است توجه به  ارتباط مفهومی مهره های بحث است. در هریک از دستگاههای علمی نباید از ارتباط مفهومی مهره های بحث غفلت نمود. اینکه به یک مهره بریده از دیگر مهره های دیگر بحث مسلط شوید برای شما غلبه بر دستگاه کارشناسی موجود ایجاد نمی کند. به عنوان مثال باید بتوانید اثر مادی انگاری نیازهای انسان را در تعریفِ «عوامل تلفیق تولید» ملاحظه کنید. به عبارت دیگر باید بتوانید مقدمات مفروض در دستگاه کارشناسی را مو شکافی نمائید.
در سلسه جلسات «تئوریزه شدن دوران گذار» علاوه بر اینکه بر اساس فلسفه تاریخ الهی(نه فلسفه تاریخ مادی) روند پیدایش انقلاب اسلامی تئوریزه شد. اصول اساسیِ حاکم بر نظام مبارک جمهوری اسلامی مورد بحث قرار گرفت. همچنین موضوعات مورد توجه نظام مبارک جمهوری اسلامی در سه سطح توسعه، کلان و خرد مورد تحلیل قرار گرفت. در محور «ساختِ موضوعاتِِ نظام مبارک جمهوری اسلامی در سطح توسعه» «قوانین تولی»-که شامل قوانین رشد افراد است- و«قوانین ولایت»-که شامل اصول حاکم بر سازمان است- و «قوانین تصرف»-که شامل اصول حاکم بر تحقیقاتِ نظام اسلامی است- مورد بحث واقع شد.
 در محور «ساختِ موضوعاتِ نظام مبارک جمهوری اسلامی در سطح کلان» از چگونگی مشروط شدن «نظام موازنه قدرت» به جهت گیری و آرمانهای نظام مبارک جمهوری اسلامی بحث شد. نتیجه این مهره بحثی «تئوریزه شدن تقاضای موثر اجتماعی انقلاب ایران» است.  در محور «ساختِ موضوعاتِ نظام مبارک جمهوری اسلامی در سطح خرد» از چگونگی پیدایش جریان مقاومت در درون نظام مبارک جمهوری اسلامی در مقابل هجمه همه جانبه «تمدن استکباری مدرنیته» بحث شد. نتیجه این مهره «تئوریزه شدن فرآیند شکل گیری مدل مقاومت» است.
 در سه مهره سوم « ساختارمفاهیم دوران گذار» از کیفیت تئوریزه شدن «فرآیند مقاومت اقتصادی» و کیفیت تئوریزه شدن «فرآیند مدل مقاومت تحقیقاتی» و «کیفیت تئوریزه شدن فرهنگ خیرات» بحث میشود.
در تبیین معنای مدل مقاومت اقتصادی  بحث چگونگی تغییر شیب «مدل تری گپس» مطرح گردید. با عوض کردن تخصیصهای مفروض در «مدل تری گپس» مدل مقاومتِ اقتصادی در دوران گذار شکل می گیرد. در تشریح تغییرات مورد نیاز در مدل تحقیقاتی موجود هم بحث هائی مطرح شد. در جلسه امروز علاوه بر ارائه توضیحی مفصل تر در مورد مدل تحقیقاتی کشور به شرح مفهوم فرهنگ خیرات  می پردازیم. کیفیت تئوریزه شدن فرهنگ خیرات در دوران گذار در واقع به دنبال  ارائه تعریف جدیدی از مفهوم سودآوری است .
 درجلسه گذشته بحث در چگونگی مشروط شدن «مدل تری گپس» به آرمانهای انقلاب بود. گفته شد که برای ایجاد تغییر شیب در مدل تری گپس- در گام اول-  باید به دنبال کنترل متغیر واردات باشیم. توجه اساسی به این گام مهم- که یک مرحله از فرآیند اصلاح الگوی مصرف است- به تغییر ضریب در متغیرهای اصلی «مدل تری گپس» منتهی می شود.  با از محوریت انداختن  متغیر «سرمایه گذاری و پس انداز» و محوریت یافتن کنترل واردات، تبعیت الگوی رفاه ملی از الگوی رفاه ممالک توسعه یافته متوقف می شود. بدیهی است که دستگاه تحقیقاتی کشور باید این فرآیند را پشتیبانی  نماید.
برای روشن شدن تغییرات مورد نیاز در دستگاه علمی کشور به تشریحِ  نقش تحقیقات در پشتیبانی مفهومی از نظام سرمایه داری -در حرکت به سمت ارزش افزوده – می پردازیم. در نظام سرمایه داری به دنبال محوریت یافتن  سود و ارزش افزوده، تولید، محور همه فعالیت های اجتماعی قرار می گیرد. همانطور که در جلسات قبل گفته شد؛ محوریت یافتن تولید به معنای خدمه شدن فعالیتهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی برای تولید است. ارائه تئوری برای هماهنگ سازی همه بخش های یک جامعه در راستای تولید بدون حمایت دستگاه تحقیقاتی  محقق نمی شود.  مدیریت تحقیقات در نظام سرمایه داری  «افزایش سود و راندمان» را موضوع تحقیق قرار می دهد  و روش تحقیق و زمینه تحقیق و نرم افزار و سخت افزار متناسب با این تحقیق را ایجاد می نماید. دستگاه علمی برای اینکه بتواند ارزش افزوده را محقق کند مفهوم سود را در سه سطح  تعریف  نموده است.
1.                   سود اجتماعی؛ که به معنای امنیت سرمایه می باشد. سرمایه وقتی که تجمیع شد باید امنیت داشته باشد و این امنیت به وسیله خدمه شدن روابط ملی، بین المللی و جهانی  به نفع سرمایه ایجاد می گردد.  به عبارت دیگر اگر قرار باشد که روابط جهانی و بین المللی و ملی در تضاد با ارزش افزوده عمل کند کارائی و امنیت سرمایه از بین خواهد رفت. بنابراین وقتی از سود اجتماعی بحث می شود در واقع از  خدمه شدن روابط ملی، بین المللی و جهانی برای ارزش افزوده  بحث می کنیم. مفاهیم مطرح در این بخش به مدیران جهانی و ملی مسیر تنظیم  روابط ملی، بین المللی و جهانی  در راستای ارزش افزوده بیشتر را نشان می دهد. این مفاهیم کمک می کند تا «محوریت تولید در فعالیت های اجتماعی» به پذیرش برسد و فرهنگهای جوامع مختلف و جهت گیریها و سیاست های جهانی و ملی و منطقه ای با آن مخالفت نکنند، لذا معنای سود اجتماعی مقیاس تأثیر سرمایه در روابط ملی، بین المللی و جهانی می باشد.
2.                   سود اقتصادی؛  سطح دوم از معنای سود -در اقتصاد سرمایه داری- است. سود اقتصادی به معنای این است که  بهره وری در واحدهای تولیدی بالا رود. البته  نرخ بهره وری یکی از سه متغیر مطرح در مفهوم سود اقتصادی است. نرخ افزایش ارز-که به معنای ایجاد توازن  در صادرات و واردات ملی است.- و نرخ سرمایه گذاری -که به معنای قدرت جذب سرمایه است- متغیرهای دیگر در تعریف سود اقتصادی است.
3.                   سود صنعتی؛ که به معنای  افزایش «سرعت و دقت و تأثیر» تکنولوژی می باشد. سطح سوم از معنای سود -در اقتصاد سرمایه داری- است این بحث  به معنای افزایش امنیت و کارآمدی تکنیک در فرآیند تولید است. موضوعیت یافتن اوصاف «سرعت و دقت و تأثیر» درتکنولوژی به افزایش هرچه بیشتر اتوماسیون در تولید انجامید. به عبارت دیگر انگیزه ارتقای بهره وری-که در مفهوم سود اقتصادی تعریف می شود- علت توجه به اوصاف «سرعت و دقت و تأثیر» درتکنولوژی و توجه به ارتقای این اوصاف علت توجه به اتوماسیون در فرآیند تولید است. در تولید مدرن رابطه تنگاتنگی میان اتوماسیون در فرآیند تولید و فناآوری اطلاعات وجود دارد.
این تعاریف که محصول دستگاه تحقیقاتی _هماهنگ با نظام سرمایه داری _ می باشد. به متخصصان کمک می کند تا بتوانند  تولید را به عنوان محور  فعالیتهای اقتصادی و فرهنگی و سیاسی مطرح کنند. ولی در نظام اسلامی نمی توان تولید را محور همه فعالیت های اجتماعی قرار داد. محوریت یافتن تولید مادی در جامعه با الهی بودن انسان در تعارض است. بنابراین لازم است که برای خدمه قرار دادن تولید یک کشور در راستای کرامت انسانی در تخصیص های کارشناسی موجود تغییراتی ایجاد شود. همانطور که گفته شد اولین تغییر موضوعِ «توقف سطح رفاه» است.  بنابراین به صورت طبیعی تعاریفی که محوریت تولید و ارزش افزوده را  لجستیک می کند در برنامه ریزی نظام اسلامی کارآمدی ندارند. به عنوان مثال درمبحث سود صنعتی؛ متغیر اصلی در ارتقای سود در  واحدهای صنعتی ارتقای اوصاف «سرعت و دقت و تأثیر» در تکنولوژی است. ولی در نظام اسلامی هدف اصلی ارتقای کرامت انسانی است. دستگاه علمی نظام مبارک جمهوری اسلامی باید بتواند تکنولوژی اتوماسیون -که سرعت دقت و تأثیر در آن اصل است-  را به نفع محور خودش تجزیه کند، محور در دستگاه ما «صرفه جویی حول کرامت انسانی» می باشد. نظام اسلامی به دنبال تحریک و ایجاد تنوع مادی نیست!!  بلکه به دنبال اصلاح الگوی مصرف در راستای حفظ کرامت انسانها می باشد. بدون تردید پذیرش تلوّن و مدّ در مصرف (فرهنگ مصرفی) با کرامت انسان در تعارض است. اصلاح الگوی نیازهای مادی انسان در راستای حفظ کرامت انسان محور برنامه های نظام اسلامی است. متناسب با این محوریت جدید دستگاه علمی کشور باید به تغییر تعاریف اقدام نماید.  اولین  اقدام علمی ارائه مفهوم جدیدی از سود صنعتی می باشد. به عبارت دیگر نفی محوریت تولید در فعالیت های اجتماعی به تغییر اوصاف تکنیک منتهی خواهد شد. در تولید صنعتی ارتقای سود صنعتی به ارتقای «دقت، سرعت و تأثیر تکنیک» وابسته بود. «سرعت، دقت و تأثیر»  اوصاف تکنیکی است که به دنبال تولید بیشتر باشد. ولی نظام مبارک جمهوری اسلامی  الزاما به دنبال تولید بیشتر نیست!! بلکه به دنبال اصلاح الگوی مصرف حول کرامت انسانی است. بنابراین اولین کار لازم تجزیه تکنیک و نرم افزارهای اتوماسیون است. موضوع تحقیق  در دستگاه علمی نظام مبارک جمهوری اسلامی چگونگی تجزیه تکنیک اتوماسیون است. تغییر در مفهوم سود صنعتی به تغییر بافتِ تکنولوژی می انجامد  و این تغییرات به ایجاد  الگوی تولید، توزیع و مصرف  جدیدی منتهی می گردد. در دستگاه سرمایه داری تولید تابع «الگوی عواملِ تلفیقِ تولید» تعریف می شود  و این الگوی عوامل تلفیق تولید  هم تابع تکنولوژی تعریف می شود. این موضوع به این معنا است که  تحول در الگوی تولید کشور تابع تحول در تکنولوژی است. و بدیهی است که  تحول در تکنیک و تکنولوژی کشور تابع تحول در علم و فن است. پس اولین کاری که باید مورد توجه دستگاه علمی کشور قرار گیرد و نقشه جامع علمی کشور مبتنی بر آن نوشته شود؛ تجزیه تکنیکِ متناسب با تولید محوری است.  این فرآیند به شکل گیری الگوئی نوین از تولید منجر می شود.
در مراحل بعد  تابع تحول در الگوی تولید، الگوی توزیع و الگوی مصرف نیز تغییر خواهند یافت. به عبارت دیگر اصلاح الگوی مصرف- متناسب با جهت گیری های انقلاب- از اصلاح  الگوی تولید مدرن آغاز می شود و اصلاح الگوی تولید از اصلاح مدیریت تحقیقات به نفع تجزیه تکنیک آغاز می شود. این روند در سالهای دور به تولید تکنولوژی الهی منجر می شود.
بر مبنای کارشناسی مبتنی بر «عقلانیت دین محور»  تحقق  فرمایش امام خامنه ای مدظله العالی در موضوع اصلاح الگوی مصرف از مجرای  تصرف در تعریف سود صنعتی آغاز می گردد. البته می توان بر مبنای کارشناسی نظام سرمایه داری  تحلیلی غربی از اصلاح الگوی مصرف ارائه نمود و به عنوان مثال افزایش نرخ بهره وری را  مصداقی از اصلاح الگوی مصرف متناسب با آرمانهای نظام اسلامی دانست. ولی این معنا از الگوی مصرف و اصلاح آن نسبتی با عدالت ندارد بلکه با تولید محوری و ارزش افزوده نسبت مستقیم دارد و این به معنای خدمه قرار دادن شعار اصلاح الگوی مصرف در راستای فاصله طبقاتی است!!! این تحلیل در فضائی مطرح می شود که در ادبیات انقلاب سال حرکت مردم و مسئولین به سوی اصلاح الگوی مصرف اولین سال از دهه عدالت و پیشرفت دانسته شده است.
با تحول در الگوی تولید ارتقای کرامت انسانی به عنوان محور فعالیت های اجتماعی قرار می گیرد. این موضوع به معنای تحول در الگوی پرورشی جامعه است. با انجام این تغییرات محیط پرورشی مادی که منجر به تقویت اخلاق حرص و حسد در جامعه می شود. جای خود را به فرهنگ ایثار  و آخرت طلبی می دهد. در محیط پرورشی مادی انسانها به انسان اکونومیک تعریف می گردند. و با اصلاح الگوی تولید، توزیع، مصرف، شرایط عینی پرورش انسان الهی در جامعه تقویت می شود.
این مطلب به معنای تغییر جهت در « تقاضای موثر اجتماعی» جامعه از «تقاضای موثر اجتماعی حول دولت سرمایه داری» به« تقاضای موثر اجتماعی حولِ  نظام اخلاقی جمهوری اسلامی ایران» می باشد. بر مبنای مباحث مطرح شده «تقاضای موثر اجتماعی» متأثر از نیاز و ارضاء مادی محض تعریف نمی گردد. بلکه نیاز و ارضاء مادی حول کرامت انسانی تعریف می شود. تقاضای موثر اجتماعی حول نظام اخلاقی جمهوری اسلامی ایران فقط نیاز و ارضاء مادی را هدف قرار نمی دهد بلکه نیاز و ارضاء معنوی را اصل قرار داده و نیاز و ارضاء مادی را تابع آن تعریف می کند. «تقاضای موثر اجتماعی» در نظام جمهوری اسلامی ایران حول همه این نیاز و ارضاء ها چرخش می کند. بنابراین موضوع تحقیقات در نظام مبار جمهوری اسلامی، «تحقیقات سازمانی» متناسب با «تقاضای موثر اجتماعی حول نظام مبارک جمهوری اسلامی ایران» می باشد.
در شرایط فعلی تحقیقات در کشورهای توسعه یافته به محوریت «تقاضای موثر اجتماعی حول نظام سرمایه داری» است. توجه به این  ملاحظات مبنائی  در تدوین «نقشه جامع علمی کشور» به  صف آرایی علمی با «تمدن استکباری مدرنیته» منجر خواهد شد. به عبارت دیگر بین «تحقیقات ِحول نظام سرمایه داری»  و «تحقیقاتِ حول کرامت انسان» صف آرایی علمی صورت می گیرد. تحقق درگیری علمی با مفاهیم مدرن، معنائی جدید از «عزت ملی» را در مقابل نظام مبارک جمهوری اسلامی خواهد گشود. تعارض تعاریف مدرن با کرامت انسانی تعارضی همه جانبه است. تعریف بازار در کارشناسی موجود نمونه ای دیگر از این تعارض ها است. تغییر«تقاضای موثراجتماعی حول نظام اخلاقی جمهوری» با  تعریف بازار حول محور سود و راندمان سازگاری ندارد. «سود و راندمان» محور بازار مدرن است. مکانیزم قیمت ها در بازار مدرن موازنه عرضه و تقاضا است. این بازار زمینه ی مادی شدن فرهنگ جامعه است . اگر به دنبال تقاضای موثر اجتماعی حول  کرامت انسانی هستید، باید استقلال اقتصادی نظام جمهوری اسلامی را محور بازار قرار دهید. به عبارت دیگر موضوع بازار در دستگاه الهی حفظ استقلال اقتصادی می باشد. مبتنی بر این اساس(ضرورت حفظ استقلال اقتصادی نظام مبارک جمهوری اسلامی) در تعاریفِ تطبیقی «عقلانیتِ دین محور» سود اجتماعی دارای بالاترین اهمیت است. البته با این تفاوت که سود اجتماعی به حفظِ امنیت سرمایه تعریف نمی شود. بلکه معنای سود اجتماعی در «عقلانیت دین محور»حفظ استقلال اقتصادی نظام جمهوری اسلامی است. با دقت در روند بحث تغییر تدریجی در معنای سود واضح می شود. مفهوم سود در نظام سرمایه داری به سود و راندمان مادی محض تعریف می شود ولی در دستگاه الهی آن چیزی برای ما سودآور است که بنیان نظام اخلاقی در جامعه اسلامی را از بین نبرد بلکه آن را حفظ و تقویت کند.
به عبارت دیگر لازم است که بر مبنای سود اجتماعی، سود اقتصادی و سود صنعتی باز تعریف شود. همانطور که اشاره شد با محوریت یافتن کرامت انسانی  سود صنعتی به «سرعت، دقت و تأثیر» تعریف نمی شود و صنعت به سمت اتوماسیون حرکت نمی کند. نتیجه تغییر در تعریف سود صنعتی تغییر بافت تکنولوژی است. تکنولوژی متناسب با درگیری با نظام کفر و ایجاد عدالت به تدریج شکل می گیرد و استقلال اقتصادی  نظام مبارک جمهوری اسلامی حاصل می گردد.
 اگر به روند بحث دقت کنید. به دنبال اصل شدن صرفه جویی حول کرامت انسانی ضرورت تحول در الگوی تولید مطرح شد و تحول در الگوی تولید بدون تحول در نقشه تحقیقات کشور امکان ندارد. با محوریت یافتن کرامت انسانی و شکل گیری الگوی مصرف متناسب با کرامت انسانی نقش بازار از توجه به سود و راندمان مادی محض به حفظ استقلال اقتصادی نظام جمهوری اسلامی ارتقاء می یابد. این به معنای فرهنگ سازی برای ترجیح ارتقای سود اجتماعی -که به معنای تأثیر آرمانهای نظام جمهوری اسلامی در مقیاس ملی و منطقه ای است- بر سود اقتصادی است. در نتیجه این ترجیح، بازاریابی محصولات  تابع  فرهنگ اسلامی صورت می گیرد و در این راستا باید ساختارهای استقلال فرهنگی و اقتصادی را مکانیزه  نمود. به عبارت دیگر ساختارهای استقلال فرهنگی و اقتصادی جهت حاکم بر بازاریابی محصولات را حفظ می کنند. در دستگاه الهی فرهنگ و اقتصاد به عنوان متغیر تابع برای بازاریابی عمل نمی کند بلکه استقلال فرهنگی و اقتصادی ما اصل می شود و بازاریابی تابع آن قرار داده می شود، به عبارت ساده تر بازاریابی برای محصولات باید به حفظ استقلال فرهنگی و توسعه روابط بین المللی به نفع آرمانهای اسلامی  منجر گردد. این معنای جدیدی از سودآوری است.
 در راستای این فرآیند الهی  ساختارهایی که  فرهنگ انقلابی و اسلامی  را تقویت می نماید  مکانیزه می شوند و از حالت برنامه ریزی انفرادی خارج می شوید. به عنوان مثال دیگر مساجد و هیئات به صورت بریده فعالیت نمی کنند و به سمت برنامه ریزی شبکه ای حرکت می کنند.
در دوران گذار  حفظ و رشد  همین سطح از فرهنگ برای ما اصالت دارد و بازاریابی محصولات باید به نفع این فرهنگ عمل نماید. موضوعات پژوهش در نظام جمهوری اسلامی ایران به این شکل ساخته می شوند. مهندسی تحقیقات یا به عبارت دیگر نقشه جامع علمی کشور باید به این سمت هدایت شود. اگر این کار انجام شود  امنیت و استقلال اقتصادی مردم اصالت می یابد و ارزشها و آرمانهای الهی محور جامعه می شود و از انحلال ارزشهای جامعه در  نظام های بین المللی جلوگیری می شود. نتیجه این فرآیند سازماندهی اجتماعی حول کرامت انسانی است و سطح درآمد نیز متناسب با کرامت انسانی و متناسب با  الگوی مصرف اصلاح شده تعریف می شود. این به معنای محوریت یافتن کرامت انسانی در الگوی توزیع است. این روند بازار کار را در چهار بازار نظام سرمایه داری  اصل می کند. این درحالی است که در نظام سرمایه داری در بین چهار بازار کار، کالا، سرمایه و ابزار نرخ  سرمایه،  نرخ سه بازار دیگر را معین می کرد. به عبارت دیگر ارزش افزوده بازار سرمایه را  اصل قرار می داد و بر آن اساس نرخ سه بازار دیگر معین می شد. اما حاصل تغییرات شما در مدل تری کپس اصل شدن کرامت انسانی به جای ارزش افزوده می باشد که در این صورت در بین چهار بازار حفظ امنیت نیروی کار اصل قرار می گیرد و این به معنای از محوریت افتادن ارزش افزوده است. مجموعه این تغییرات به صورت طبیعی انگیزه های مبتنی بر حرص و حسد در فرآیند تولید نابود می کند. و تجمیع سرمایه در بخش خصوصی به تدریج منتفی می شود. ولی به جای  انگیزه های مادی با اصل قرار دادن «گردش اعتبارات حول وقف» تولید شکلی دیگر خواهد یافت و با انگیزه الهی و اخلاقی رشد خواهد یافت. اصل شدن بازار سرمایه به غرض  تجمیع سرمایه ایجاد می شد. و تجمیع سرمایه ابزار تحول در الگوی تولید بود. ماندگاری الگوی تولید صنعتی به تجمیع سرمایه وابسته است و تجمیع سرمایه بر اساس تحریک انگیزه های مادی ایجاد می شود. تحریک انگیزه های مادی هم در قالب الگوی مصرف متلّون انجام می شود. ولی با تجزیه تکنیک و کنترل الگوی مصرفِ رفاه و اصل شدن بازار کار همه این ارکان که تولید صنعتی به آن وابسته است، دچار فروپاشی می شود. در چنین شرایطی  توجه به مفاهیم جدید همچون «گردش اعتبارات حول وقف» و تغییر مفهوم سود و... راهگشا می باشد. تجمیع سرمایه ای که برای تولید نیاز داریم با گردش اعتبارات حول وقف جبران خواهد شد.  معنای وقف حبس یک مال تا ابد برای انجام یک کار می باشد. با قوانین وقف، حبس ابد برای مال ایجاد می شود. و این نوعی تجمیع سرمایه است. این  تجمیع سرمایه در اختیار بخش خصوصی نیست بلکه در اختیار آرمانهای الهی تعریف می شود. به این ترتیب تولید  متوقف نمی شود. از سوی دیگر تولید صنعتی و متمرکز در بسیاری از محصولات  به الگوی متناسب با اخلاق جامعه تحول می یابد و تجمیع سرمایه متناسب با این معنا هم از پایگاه وقف تأمین می شود. با این شیوه از تولید پاسخگوئی به نیازهای مادی در کنار کرامت انسانی و تحقق آرمانهای الهی پاسخ می یابد
در گام بعد ساختارهای مالی درون نظام که تا به حال مبتنی بر اصل بودن بازار سرمایه نرخ چهار بازار دیگر را تعیین می کردند در درگیری با ساختارهای مالی بیرونی قرار می گیرند. با توجه به اینکه در ساختارهای مالی بیرونی بازار سرمایه اصل است و قوانین و آئین نامه های آنها متفاوت است برای  حفظ توازن ارزی ایجاد مهندسی جدید در مدل بانکداری نیازی دیگر است. مبنای مدل بانکداری در نظام اسلامی اصل قرار گرفتن بازار کار و کرامت انسانی است و طبیعی است که الگوی تخصیص اعتبارات نیز متناسب با  تغییرات فوق تغییر می یابد و این معنا به تغییر در معادله نشر اسکناس منجر خواهد شد.
تغییر در مدل بانکداری به تغییر در «الگوی تخصیص ها»،  «مدل بانک» و «آئین نامه ها» منجر میشود. شاخصه های کمی ثروت هم به  توقف سطح رفاه  تعریف می گردد. معنای ثروت از سود و راندمان مادی محض به چگونی مزرعه شدن دنیا برای آخرت تعریف می شود و این معنا از سود به تناسب سطح درآمد با الگوی مصرف متناسب با کرامت انسانی منجر می شود، افزایش تولید ناخالص ملی هم مشروط به حفظ کرامت نیروی کار بالا می رود. به عبارت دیگر تغییر در الگوی تولید حول متغییر کار معنی می شود. بازده تولید کشور باید به گونه ای باشد که کرامت انسانی نیروی کار لطمه نبیند. نظام مبارک جمهوری اسلامی  به دنبال تأمین آخرت نیروی کار است. مشارکت نیروی کار در فرآیند تولید علاوه بر تأمین معاش استقلال نظام جمهوری اسلامی را - که زمینه سازی ظهور را به عهده گرفته است. استقلال نظام اسلامی ما را به  تمدن اسلامی می رساند. در فضای این مشارکت نیروی کار علاوه بر تأمین معاش، احساس هویت اسلامی می کند و می داند که برای استقلال نظامی کار می کند که زمینه ساز ظهوراست. این هویت انگیزه او را برای تولید بیشتر می کند. نظام مبارک جمهوری اسلامی  قصد ندارد کشور را به سمت فقر سوق دهد  ولی قرار هم نیست که تولید ناخالص ملی بر اساس الگوئی تولید شود که همه نظام سیاسی، فرهنگی، اقتصادی کشور را خدمه تولید قرار می دهد. در الگوی تولید مطلوب ارزش افزوده محور تولید نیست.
این تغییرات مفهوم ثروتمند شدن و تولید ثروت را- که در نظام سرمایه داری حول افزایش سرمایه و راندمان سرمایه تعریف می شود-  به ثروتمند شدن حول فرهنگ اسلامی، ایرانی و بومی تغییر می دهد. پس ثروتمند شدن به افزایش حسابهای بانکی تعریف نمی شود. علاوه بر تأمین زندگی مادی مردم رشد اخلاقی آنها هم در تعریف سود لحاظ می گردد. البته روایاتی با همین مضمون داریم. مثلا در روایتی حضرت می فرمایند که بهترین ثروتی که پدر برای فرزند خودش به ارث می گذارد ادب است.  هر چقدر فرهنگ ما غنی تر می شود  ثروتمند تر می شویم، این غلط بزرگی است که ثروتمند شدن را فقط حول افزایش سرمایه تعریف کرد. در دوران گذار  تولید اقتصادی داریم  ولی تولید اقتصادی را به تنهایی معیار ثروتمند شدن نمی دانیم بلکه تولید اقتصادی به استقلال کشور منجر می گردد و این استقلال اقتصادی باعث می شود که فرهنگ و آرمانهای ما- که وصف اسلامی ایرانی بومی را دارد-  تقویت و حفظ شود.
به عبارت دیگر قوانین مالکیت و محوریت بخش خصوصی از میان برداشته می شود ولی مالکیت فردی را به رسمیت می شناسیم، در نظام سرمایه داری همه چیز در خدمت تولید است و تولید به محوریت بخش خصوصی صورت می پذیرد. در بخش خصوصی اختیارات صد در صد سرمایه ها  به« پنجاه به علاوه یک» از سرمایه ها سپرده می شود. ولی در مدل اقتصادی دوران گذار  تولید به محوریت بخش وقف انجام می شود و اختیارات در بخش وقف در اختیار مراجع و فقهای عظیم الشأن می باشد. همان دستگاهی که متکفل حفظ اخلاق است، سرمایه های تجمیع شده جامعه اسلامی را –که حول وقف تجمیع شده است- در اختیار دارد. در این مدل اقتصادی داشتن ثروت شخصی ممکن است ولی ثروت به ابزار دستیابی به قدرت سیاسی و تغییر سرنوشت یک ملت تبدیل نمی شود. در نظام اقتصادی اسلام مردم به خیرات دعوت می شوند. مردم می توانند مال خود را برای افزایش قدرت اسلام و رشد اخلاق وقف نمایند و اگر هم نخواستند مالکیت فردی آنها به رسمیت شناخته می شود. اگر چنین کاری صورت بگیرد و مالکیت فردی به جای مالکیت بخش خصوصی قرار گیرد ارتقای انگیزه تولید در نظام وقف ایجاد خواهد شد و چون این انگیزه ها منشأ الهی دارد تولید رونق بیشتری خواهد داشت.  تولید  بر اساس منابع طبیعی و مزایای نسبی فرهنگ اسلامی، بومی سازماندهی می شود. این الگوی تولید به آمایش سرزمین حول توسعه خیرات منجر می گردد. آمایش سرزمین  متناسب با شاخصه های کمی ثروت، جغرافیای منابع و بافت جمعیت و مزیت های نسبی تغییر پیدا می کند. به عنوان مثال آمایش سرزمین بر حول حرم های اهل بیت علیهم السلام تعریف می شود زیرا عمده وقف ها در آنجا متمرکز می شوند. این معنا با تعریف مزیت نسبی ایران به خطهای ترانزیتی (انتقال تولید ناخالص ملی بعضی از کشورها)که در برخی از تحلیل های کارشناسی مطرح شده است در تعارض مطلق قرار دارد. تغییر بافت جمعیتی ایران حول اخلاق از جمله نتایج ارائه تحلیل صحیح از مزیت های نسبی ایران است.
 تغییر مدل بانکداری، تغییر شاخصه های کمی ثروت و تغییر آمایش سرزمین  شاخصه های  ارائه تعریف جدیدی از سود آوری یا  فرهنگ خیرات می باشد. دوران گذار به شکل گفته شده تئوریزه می شود. در دوران گذار به جای فرهنگ سود آوری - که نظام سرمایه داری به دنبال آن بود- فرهنگ خیرات جایگزین می شود. به تدریج مفهوم سودآوری در وجدان جامعه حول متغییر قرار دادن سود آخرت و سود مادی ارتقاء می یابد.
معنای سود آوری در نظام سرمایه داری به معنای  سجده به شهوات است  ولی در نظام اسلامی سجده به خدا را هدف قرار می دهیم و ذیل عبادت خداوند به تأمین نیازهای مادی می پردازیم. در اینصورت تلاش برای معاش در اسلام معنای عبادت به خود می گیرد. در این صورت روایات منقول از ائمه علیهم السلام خدمه نظام سرمایه داری قرار نمی گیرند به عنوان مثال معنای روایات اینکه پیامبر دست کارگر را می بوسید این می شود که دست کارگری را که در راستای استقلال نظام اسلامی تلاش و کار می کند را می بوسید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته