بالاتر ديدن خود از مردم و دل بستن به دشمنان مردم خطاي معارضين نظام
خطاهائى در معارضين جمهورى اسلامى بود، كه تا هر وقتى كه اين خطاها وجود داشته باشد، كارهائى كه بكنند، ممكن است به مردم آزار و اذيتى وارد كند، اما بيشتر به ضرر خودشان است: يكى اين است كه معارضين جمهورى اسلامى غالباً خود را از مردم بالاتر دانستهاند. خطاى دوم اين است كه به دشمنان اين مردم اميد بستند، دل بستند. اين، دو تا اشتباه بزرگ است. وقتى از مردم خودشان را بالاتر دانستند، لازمهاش اين ميشود كه اگر مردم در يك حركت قانونى يك اقدامى كردند، يك چيزى را خواستند، يك چيزى را نخواستند، انتخابى كردند، عملى انجام دادند، اينها بگويند نه؛ مردم، عوام بودند؛ اين عوامگرائى است، اين پوپوليزم است؛ ما اين را قبول نداريم. خود را از مردم بالاتر دانستن، اينجا ظاهر ميشود. ادعا ملاك نيست كه بگويند ما مردمى هستيم؛ در عمل بايد مردمى بود. اين اشكال اول.
اشكال دوم اين است كه به دشمنان اين مردم - كه دشمنى آنها ثابت است، واضح است - دل ميبندند. كى با اين مردم در طول اين سى سال دشمن بوده است؟ در درجهى اول، آمريكا و صهيونيسم. از اينها دشمنتر ما سراغ داريم براى جمهورى اسلامى؟ از روز اول، دولت آمريكا و رژيم صهيونيستى و صهيونيستهاى دنيا در مقابل نظام جمهورى اسلامى ايستادند. امروز هم حقاً و انصافاً دشمنترين دشمنان، اينها هستند. بنده كه نگاه ميكنم، مىبينم بعضى از دولتهاى غربى گاهى يك حرفهاى بىربطِ بىمعنائى ميزنند؛ اما محرك، صهيونيستهايند؛ عامل، همان طبقهى مسلطى هستند كه بر حكومت آمريكا و دولت آمريكا و انتخابات آمريكا هم مسلطند؛ اينهايند كه دارند صحنهگردانى ميكنند. خب، پس اينها شدند دشمنترين دشمنان ملت ايران.
حالا اگر آن كسى كه در مقابل مردم مىايستد، به اينها دل بست، اين آن خطاى دوم است كه اتفاق مىافتد. دل بستن به دشمن؟! وقتى مىبينيم كه اين دشمن وارد ميدان شده است، بايستى بفهميم، بشناسيم؛ اگر خطائى، اشتباهى كرده باشيم، بايد اشتباه را برطرف كنيم. از روز اول، آمريكائىها عليه جمهورى اسلامى توطئه كردند. خوب، اين توطئهها زائد است كه بگوئيم بىاثر بود؛ واضح است كه بىاثر بود؛ اگر اين توطئهها بىاثر نبود كه حالا بايد اثرى، نشانى از جمهورى اسلامى باقى نباشد؛ مىبينيد كه جمهورى اسلامى امروز دهها برابر قوىتر از روز اول است؛ پس اين توطئهها بىاثر بود.