حذف دين اصلي‏ترين تحول ايجاد شده در تمدن مغرب‏زمين - رسول ساکی1388/06/13 16:06

حذف دين اصلي‏ترين تحول ايجاد شده در تمدن مغرب‏زمين - رسول ساکیبسم الله الرحمن الرحیم
حذف دين اصلي‏ترين تحول ايجاد شده در تمدن مغرب‏زمين
با جايگزين شدن تدريجي مکاتب حسی در مغرب‏زمين و حذف دين، همه امور بر اساس این مکاتب تحليل شد و به تدريج اطلاعات هماهنگي در راستاي نيازهاي مادي بشر - از اطلاعات مبنايي تا اطلاعات کاربردي - توليد گرديد و بعد از تشکيل سازمان ملل و يونسکو به صورت قائده‏مند به وسيله ساختارهاي آموزشي اين سازمان‏ها در جهان توزيع گرديد. در عرصه مديريت جامعه نيز به تدريج همه مناصب اجتماعي به تحصيل‏کردگان اين سازمان‏هاي آموزشي مدرن واگذار شد.
امروزه مکاتب مادي و حسي بر ابعاد مختلف انديشه بشر مدرن حاکم شده و درعبارتي كوتاه مي‏توان گفت حذف دين و بي‏اعتنايي به توصيف‏ها، و ارزش‏هاي ديني در عرصه زندگي، اصلي‏ترين و عميق‏ترين تحول ايجاد شده توسط اين مكاتب در تمدن مغرب‏زمين است.
در عصر رنسانس با کوتاه‏شدن دست انسان از دين، عملاً تجربه و آزمون بشري که مبتني بر مکاتب مادي است مسئوليت تعريف اتوپيا و مكانيزم تحقق آن را براي بشر به عهده گرفت. با شكل‏گيري تدريجي بينش مدرن درباره انسان و جامعه و شئون مختلف زندگي، آرمان اخروي از صحنه تفكر بشر مدرن حذف شد و همين جهان و زندگي پُر هياهوي آن به عنوان صحنه آرامش و زمينه تحقق زندگي آرماني بشر طرح گرديد.
در نظام فکري تمدن مدرن همه سعادت‏هاي بشر در دستيابي هرچه بيشتر به ماده معرفي شده و ماده‏پرستي به عنوان راه حل ناهنجاري‏هاي عصر جديد دانسته شده است. زمينه‏هاي پيدايش مفهوم توسعه[1] در دنيا نيز به دنبال پيدايش اين زمينه اجتماعي ايجاد شده. و دنياي توسعه يافته به عنوان بهشت موعود بشريت به جهانيان معرفي گرديد. در چنين شرايطي که آخرتي براي بشر فرض نيست و حيات انسان در اين دنيا خلاصه شده و پس از مرگ هم فاني مي‏شود، به‏طور طبيعي كمال لذت‏جويي و آسايش در اين دنيا هدف بشر قرار مي‏گيرد.
 اين نتيجه‏اي بود كه براي انسان مدرن در عصر ـ به اصطلاح ـ روشنگري مطرح شد. سعي براي رسيدن به دنيا و تمتّع و رفاه مادي در دنياي مدرن اصل قرار گرفت و در پي دنياپرستي نزاع‏ها بر سر دنيا بالا گرفت و دو جنگ بزرگ جهاني به عنوان مهم‏ترين اين نزاع‏ها بر سر دنيا روي داد.
تنظیم: رسول ساکی


[1]. در زبان‏هاي سنتي اسلامي کلمه‏اي مترادف DEVELOPMENT(توسعه) وجود ندارد. اين کلمه در زبان‏هاي غربي تنها از قرون هجدهم و نوزدهم است که به معناي جديد به کار مي‏رود.کاربرد اين کلمه در زبان‏هاي اسلامي نشان مي‏دهد که انديشه توسعه در اصل توسط متفکران غربي شکل گرفته و به وجود آمده است. به علاوه، تاريخ ظهور اين اصطلاح حاکي از آن است که مفاهيم جديدي که پيدا کرده با فروپاشي تمدن مسيحي و انقلاب صنعتي پيوند نزديکي داشته است.آنان که لفظ «توسعه» را خصوصاً در کشورهاي غير غربي به کار مي‏گيرند، در واقع پيش از به کارگيري آن، مبادي تفکر جديد غرب را پذيرفته‏اند. سخن گفتن از «توسعه» به معني پذيرش مفهوم «توسعه نيافتگي» و در نتيجه قبول اين معناست که برنامه‏هايي منطبق با الگوهاي ممالک «توسعه‏يافته» بايد به مورد اجرا گذارده شود. (بخش‏هايي از سخنان دکتر ويليام چيتيک درنخستين سمينار بين‏المللي فرهنگ و تمدن اسلامي در دهه فجر 1372