بسم الله الرحمن الرحیم
حذف دين اصليترين تحول ايجاد شده در تمدن مغربزمين
با جايگزين شدن تدريجي مکاتب حسی در مغربزمين و حذف دين، همه امور بر اساس این مکاتب تحليل شد و به تدريج اطلاعات هماهنگي در راستاي نيازهاي مادي بشر - از اطلاعات مبنايي تا اطلاعات کاربردي - توليد گرديد و بعد از تشکيل سازمان ملل و يونسکو به صورت قائدهمند به وسيله ساختارهاي آموزشي اين سازمانها در جهان توزيع گرديد. در عرصه مديريت جامعه نيز به تدريج همه مناصب اجتماعي به تحصيلکردگان اين سازمانهاي آموزشي مدرن واگذار شد.
امروزه مکاتب مادي و حسي بر ابعاد مختلف انديشه بشر مدرن حاکم شده و درعبارتي كوتاه ميتوان گفت حذف دين و بياعتنايي به توصيفها، و ارزشهاي ديني در عرصه زندگي، اصليترين و عميقترين تحول ايجاد شده توسط اين مكاتب در تمدن مغربزمين است.
در عصر رنسانس با کوتاهشدن دست انسان از دين، عملاً تجربه و آزمون بشري که مبتني بر مکاتب مادي است مسئوليت تعريف اتوپيا و مكانيزم تحقق آن را براي بشر به عهده گرفت. با شكلگيري تدريجي بينش مدرن درباره انسان و جامعه و شئون مختلف زندگي، آرمان اخروي از صحنه تفكر بشر مدرن حذف شد و همين جهان و زندگي پُر هياهوي آن به عنوان صحنه آرامش و زمينه تحقق زندگي آرماني بشر طرح گرديد.
در نظام فکري تمدن مدرن همه سعادتهاي بشر در دستيابي هرچه بيشتر به ماده معرفي شده و مادهپرستي به عنوان راه حل ناهنجاريهاي عصر جديد دانسته شده است. زمينههاي پيدايش مفهوم توسعه[1] در دنيا نيز به دنبال پيدايش اين زمينه اجتماعي ايجاد شده. و دنياي توسعه يافته به عنوان بهشت موعود بشريت به جهانيان معرفي گرديد. در چنين شرايطي که آخرتي براي بشر فرض نيست و حيات انسان در اين دنيا خلاصه شده و پس از مرگ هم فاني ميشود، بهطور طبيعي كمال لذتجويي و آسايش در اين دنيا هدف بشر قرار ميگيرد.
اين نتيجهاي بود كه براي انسان مدرن در عصر ـ به اصطلاح ـ روشنگري مطرح شد. سعي براي رسيدن به دنيا و تمتّع و رفاه مادي در دنياي مدرن اصل قرار گرفت و در پي دنياپرستي نزاعها بر سر دنيا بالا گرفت و دو جنگ بزرگ جهاني به عنوان مهمترين اين نزاعها بر سر دنيا روي داد.
تنظیم: رسول ساکی